ماجرای استوری جنجالی علی کریمی و عذرخواهی از عزاداران حسینی
اظهارات علی کریمی از یک طرف نه صرفاً حقیقت محض است و نه باطل محض، و از طرف دیگر هم حقیقت است و هم باطل.
برای اینکه به واقعیت ماجرای جنجالی اخیر علی کریمی پی ببریم، بد نیست تمثیل، حکایت یا یک رویداد شبیهسازی شده مرتبط با این ماجرا را با هم مرور کنیم.
شاید هر یک از ما برای یک بار هم که شده شاهد گیر افتادن کودکی خردسال که از او پرسیده شده کدامیک از پدر یا مادرش را از همه بیشتر دوست دارد، بودهایم. در اکثریت قریب به اتفاق موارد شاهد بودهایم که او میگوید که هردو را دوست دارد. اصلاً چرا وقتی میتواند هردو را دوست داشته باشد، باید حتماً یکی را انتخاب کند؟! او واقعاً هم پدر و هم مادرش را دوست دارد.
اصولاً پرسیدن چنین سوالی از کودک مغرضانه، جانبدارانه و اشتباه است و طبعاً پاسخ قانعکنندهای دریافت نخواهد شد. مطرح کننده چنین سوالی از کودک، شاید صرفاً قصد سرگرمی، تفریح و همکلامی با او را داشته است و بس، شاید هم عمه کودک بوده که به صورت جانبدارانه ای دوست داشته که برادرزادهاش نان پدرش را بر زبان بیاورد نه مادر.
همانطور که نیمی از محبت، ماهیت و موجودیت کودک مربوط به پدر و نیم دیگر از آن مادرش میباشد، نیمی از ماهیت و موجودیت ساکنین کشور جمهوری اسلامی ایران را جمهوریت(مردمی ملی گرا بودن)، و نیم دیگر آن را اسلامیت(اسلامی و مذهبی بودن) تشکیل میدهد. در واقع مثل وجود توامان پدر و مادر، موجودیت جمهوریت و اسلامیت لازم و ملزوم و مکمل یکدیگرند و وجود یکی بدون وجود دیگری آنطور باید و شاید مطلوب و مفید به فایده نیست و نخواهد بود.
در حقیقت «نذری دادن» و «کمک به نیازمندان» هردو به نوبه خود لازم هستند و مورد تأکید خدا، پیامبر، قرآن و روایات معصومین علیهم السلام.
این که یکی را انتخاب کنیم و به آن بپردازیم و از دیگری غافل بمانیم پسندیده و مطلوب نیست. هر کدام را باید در جای خودش ببینیم. هر کدام جای خودش را دارد. این کار علی کریمی در شب تاسوعای حسینی، در جانبدارانه ترین حالت حکایت از ملی گرایی، نوعدوستی و دلبستگی اش به مردم و طرفدارانش باشد که با اینکه به نوبه خود لازم است ولی کافی نیست. هردو باید مثل پدر و مادر در کنار هم دیده شوند. همانطور که کودک هم پدر را میخواهد و هم مادر، انتخاب یکی بدون درنظر گرفتن دیگری دارای ارزش و مطلوبیت مورد انتظار نیست. هر کدام پدر و مادرم نیز جمهوریت و اسلامیت با اینکه آثار، نتایج و دستاوردهای خاص خودشان را دارند اما همراستا، کمک کننده و مشترک با هم نیز هستند نه ملایم با هم.
بدیهی است که این دوقطبیسازها آن هم در فضای مجازی، زیبنده و درخور جامعه اسلامی نبوده و نیست و نخواهد بود. سزاوارتر آن است که هر کس حد و اندازه خود را بشناسد و پا را فراتر از گلیمش دراز نکند.
همانطور که پرنده با یک بال نمی تواند پرواز کند، جامعه اسلامی ایران نیز هم به جمهوریت و هم اسلامیت نیازمند است تا به اهداف عالیه خود نایل آید.
انسان قبل از اینکه حرفی بزند بهتر است کمی فکر کند، سنجیده عمل کند و به تبعات و نتایج آن نیز گوشه چشمی داشته باشد تا دیگران کمتر بتوانند از او خرده بگیرند. اگر غیر از این باشد ممکن است دیگران او را مورد اتهام و انتقاد و… قرار دهند و شخصیتش تحت تأثیر قرار دهند.
همه ما از دوران تحصیلات ابتدایی داستان روباه و کلاغ را به خاطر داریم که چگونه روباه بی موقع دهانش را باز کرد و قالب پنیر از دهانش افتاد. به قول معروف، هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
استوری جنجالی علی کریمی
متأسفانه علی کریمی به روایتی این نکته را فراموش کرد و بی موقع و در شب تاسوعای حسینی به اظهار نظر در مورد خط قرمز جمهوری اسلامی ایران پرداخت و مجبور شد عذرخواهی کند.
عذرخواهی علی کریمی
اودر حساب کاربری اینستاگرامش نوشت: «نیازی به گفتن نیست که من هم مثل شما از کودکی شوق رسیدن به دهه محرم را داشتم و با گذشت زمان این ارادت را حفظ کردم. در چند روز اخیر برخی افراد، قصد ماهی گرفتن از آب گلآلود را داشتند. روی صحبت من عدهای هستند که ۳۵۵ روز سال به معیشت مردم بیتوجه میمانند و با نذری داده در ۱۰ روز محرم، دنبال جلب نظر هستند و ریا! …» و در انتهای این متن مینویسد: «با اینکه مخاطب من عدهای خاص بودند اما از عزاداران واقعی امام حسین (ع) عذرخواهی میکنم و دستشان را میبوسم.»
آیا بهتر نیست علی کریمی محبوبیت ورزشی، اخلاقی و ملی خود را حفظ کند و سعی کند کمتر روی خطوط قرمز پا بگذارد. او قابلیتها و ارزشهای زیادی دارد. او کم کسی نیست. همه به خاطر داریم که کریمی در طول فعالیت ورزشی خود ۳۸ گل ملی در کارنامهاش دارد و در میادین ورزشی خوش درخشیده است. حیف نیست این همه ارزش را کم ارزش کند؟ حیف نیست آبرو و حیثیت خود را تحت الشعاع برخی مسائل حاشیهای قرار دهد؟