دهه هشتادی ها حکمرانی جدید میخواهند نه حاکمان جدید
استاد دانشگاه تهران معتقد است آنچه معترضان به دنبا آن هستند، جامعهای با حکمرانی جدید و نه ضرورتاً حاکمان جدید است.
به گزارش پرمگ، محمدرضا اخضریان کاشانی در گفتوگو با ایرنا اظهار کرد: آنچه معترضان به دنبال آن هستند، جامعهای با حکمرانی جدید و نه ضرورتاً حاکمان جدید است و از کوچکترین سطح آنکه رفتار شخصیشان شامل پوشش، آرایش و نوع لباس، رفتار شخصی، ادبیات و موسیقی است گرفته تا آنچه در خانواده، جامعه، مدرسه و سیاست اعمال میشود، خواهان حکمرانی تازه هستند و این مهمترین مطالبهشان است.
وی تصریح کرد: حجاب و گشت ارشاد، تنها بهانه، زمینه و نشانه است. اصلیترین مطالبه جامعه که آنها را به خیابانها میکشاند، مساله رهایی از آن چیزی است که این طیف و جمعیت به نام سلطه پدرسالارانه تلقی میکنند؛ یعنی هدف آنها بیشتر پاسخ «نه» دادن به آن چیزی است که از منظر آنها یک سلطه و پدرسالاری طولانی تلقی میشود و آنها مایلند این مفهوم را بشکنند.
در واقع این اتفاقات اعلام نارضایتی است از آنچه تاکنون بر آنها گذشته و اعلام اینکه مایل نیستند این فرآیند همچنان طی شود و تداوم یابد. ما این موضوع را در خانه، مدرسه و خیابان میبینیم، در اعتراضهای سیاسی و اجتماعی و در موسیقیشان و در رفتار و پوشش آنها هم میبینیم.
اخضریان بر این باور است که نقش زنان در ماجرای اخیر، یک پدیده تبعی است و زنان تنها پیشران این واقعه نیستند، بلکه به تبع جوان بودنشان در میدان هستند و نه لزوماً زن بودنشان. یعنی اینجا فرقی بین پسر و دختر جوان وجود ندارد. گرچه تلاش میشود گفته شود اعتراض زنانه است، این طور نیست، این تلاش جوانانه است.
این استاد دانشگاه افزود: اتفاقاتی که اکنون در حال رخ دادن است، حدفاصل بین طرح یک مطالبه قانونی با تلاش انقلابی است؛ یعنی از یک سو خواستههایی داریم که تحققشان با زبان آرام و نامهنگاری اداری ممکن نیست و از سوی دیگر در حد انقلاب هم نیست و مولفههای انقلاب را هم ندارد. چیزی بین این دو است. آنچه بین این دو قرار دارد، در ادبیات جامعهشناسی سیاسی جنبش نامیده میشود.
وی در ادامه گفت: در شرایط جنبشی، پیگیری مطالبات و احساس کسانی که معترضند، این است که پیگیری مطالبات از طریق قانونی دچار انسداد است؛ به آن معنا که امکان پیگیری مطالبه وجود ندارد. در عین حال شرایط انقلاب هم فراهم نیست؛ به همین دلیل این خواستهها ابتدا در ذهن افراد شکل میگیرد، سپس بروز و ظهور آن در خیابان ها انجام میشود.
طبعاً در این فرآیند در میان معترضان به هر میزان رادیکالتر رفتار کنید، بهنجارتر به نظر میرسید. به طور مثل اگر مماشات کنید و بگویید حیف است نباید این کار را بکنیم، اموال عمومی را نباید آتش بزنیم یا تخریب کنیم، شما یک عنصر نامطلوب در اعتراض تلقی میشوید. چون جریان جنبشی که اکنون شکل گرفته، یک جریان رادیکال است. یعنی برآمده از مطالبات رادیکال یک نسل جوان. آنها در کف خیابان مطالبه میکنند، بنابراین هر کس رادیکالتر باشد در برآیند آنها در بین معترضان ارزشمندتر تلقی میشود.
وی ادامه داد: تلقی رایجی که اکنون در ادبیات سیاسی مدیران مرتبط با این پدیده مشاهده میشود، این است که این ناآرامیها یک شورش و خرده اعتراض سیاسی است که به طور عمده ناشی از تحریک دشمنان خارجی است. به نظر میرسد فهم و تحلیلی که اکنون در ادبیات سیاسی مسئولان دیده میشود، فهم جنبشی نیست، بلکه تلقی یک شورش است که با تحریک دشمنان ایجاد شده و با حضور میدانی گروهکها، جوانان را به میدان میفرستند؛ به طور قطع بخشی از این تحلیل درست است اما براساس اینکه ما تشخیص دهیم این جنبش است یا یک شورش ساده، نوع مواجهه ما را متفاوت میکند.
استاد دانشگاه تهران به رئیسجمهوری پیشنهاد داد به شعار این اعتراضها که «زن، زندگی، آزادی» و «مرد، میهن، آبادی» که مکمل آن است، به عنوان یک نقطه فرصت نگاه شود و از انفعال و سکوتی که در نهادهای رسمی کشور شاهدیم، خارج شویم. یعنی به جای این نگاه که شعار کنونی، ممنوعه و اعتراضی است، آقای رئیسجمهوری میتواند از این شعار استقبال کند.
به اعتقاد وی: آقای رئیسی میتواند با استقبال از این شعار، دو قطبی که دوباره شکل میگیرد، کاهش دهد و سرمایه اجتماعی را که از دست میرود، به نفع نظام جمهوری اسلامی آرامش دهد.