روز کوروش چه روزی است؟
از چند سال پیش تا کنون در روز ۷ آبان(که مصادف است با فتح بابل و آزادسازی اشرافیت یهودتوسط کوروش)، به روز کوروش بزرگ نامگذاری شده و عدهای در این روز به آرامگاه منسوب به او در پاسارگاد رفته و تجمعاتی به پا میکنند.
به گزارش پرمگ، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در گفتگو با فارس مطالبی در همین مورد به شرح زیر ارائه کرد:
فلسفه نامگذاری روز کوروش
عباس سلیمی نمین درمورد فلسفه نامگذاری و وقایع رخ داده در این روز به فارس گفت:«انگلیسیها در اواخر دوران قاجار سناریوی تاریخی را در ارتباط با تاریخ ایران آغاز کردند و هم به لحاظ آثار باستانی و هم به لحاظ مکتوبات، مقطعی از تاریخ ایران را که با تاریخ یهود پیوند میخورد را به گونهای ساختند که بتوانند عملکرد اشرافیت یهود را در تاریخ باستان تطهیر کنند. مقارن بودن مقطعی از تاریخ ایران با تاریخ یهود، این زمینه را ایجاد کرد که بتوانند آثاری که در ایران کشف میشود را به گونه ای معرفی کنند که این همزمانی و مقارن بودن موجب این ذهنیت شود که اشرافیت یهود موجب شکلدهی تمدن در ایران شده است.
تشریح این مطلب که بحث کوروش و به طور کلی هخامنشیان در تاریخ ایران در چه سطحی بوده است، نیازمند بحث مفصل است تا مشخص شود آیا آن طور که گفته میشود، کوروش پادشاه پادشاهان بوده یا یک والی در بابل؟؛ برخی آثار تاریخی ما در این زمینه، نه تنها کوروش و هخامنشیان را در این سطح نمیبینند بلکه اصولاً در مورد آن ها سکوت کردند.
برخی از آثار هم کوروش را منصوب بهمن پادشاه بزرگ ایران در بابل میدانند ولی در این تاریخی که انگلیسیها عرضه کردهاند، پادشاهانی مانند بهمن و جمشید وجود خارجی ندارند در حالی که در خیلی از آثار دیگر جمشید، یکی از پادشاهان مهم است و تخت جمشید مربوط به اوست، همانطور که از گذشته تا به حال همواره به عنوان تخت جمشید شناخته و معرفی شده است، ولی در تاریخی که عمدتاً توسط انگلیسی ها بازسازی شد، به طور مسلم تغییراتی ایجاد شده است.
عظمت ایران
این بحث به هیچ وجه ربطی به ندیدن عظمت ایران ندارد، امکان دارد جمشید نباشد، بهمن باشد یا بهمن هم نباشد ولی شخصیت دیگری در راس امپراطوری بزرگ ایران قرار داشته باشد؛ آنچه مسلم است این است که به دلیل قرابتهایی که بین کوروش و اشرافیت یهود در بابل وجود داشته، بزرگنماییهایی در مورد او صورت میگیرد و او را به عنوان شخصیتی که از لحاظ مختلف ازجمله حقوق بشر، شخصیت بزرگ و برجستهای بوده، معرفی میکنند.
اشرافیت یهود
کوروش امکانات فوق العادهای را به اشرافیت یهود داد، قبل از اینکه کوروش در بابل منصوب شود، بر اساس روایاتی اشرافیت یهود به دلیل خباثتها، فعالیتهای ضد انسانی و کارهای خلافی که مرتکب شدند، محدودیتهایی داشتند. کوروش این محدودیتها را برداشت و عدهای این را به عنوان تابلو حقوق بشر ساختند که این بزرگترین نماد تاریخی حقوق بشر است ولی سوال اینجاست که آیا بشر فقط اشرافیت یهود بود؟
تورات ضمن اینکه این اشرافیت یهود را مستحق این محدودیتها عنوان میکند و میگوید اینها طغیانگری و کارهای خلاف میکردند، بحث هایی از همکاری اشرافیت یهود با کوروش دارد و مشخص است که اینها با هم مشارکتهایی داشتند و به همین دلیل است که امروز این مقطع از تاریخ مورد تبلیغ صهیونیستها قرار میگیرد. بسیاری از آثار دیگری هم که در این زمینه نوشته شده، این رویکرد را دارد، البته من نمیخواهم قضاوت دقیقی داشته باشم که کوروش در تاریخ ما چه جایگاهی داشته و تبلیغاتی که صورت گرفته تا چه حد درست و چقدر غلط است و منافع اشرافیت یهود را دنبال میکند.
اشرافیت یهود در تاریخ باستان و حتی تا قبل از انقلاب صنعتی، در تمامی تاریخ ها حتی تاریخ ویل دورانت بسیار منفور بوده است، با مطالعه تاریخ ویل دورانت منفور بودن اشرافیت یهود در قرون ۱۳ و ۱۴ در اروپا، کاملاً مشخص است، آنها در آن دوران در یک سری محدودیتهای جدی قرار داشتند و در محلههایی که حصار داشتند، ساکن بودند و حق نداشتند ارتباط عادی با سایر افراد جامعه داشته باشند زیرا آنها ربا میدادند و کارهای خلاف دیگری مانند بردهداری و عرضه زنان را داشتند، به همین خاطر اروپاییها به ویژه مسیحیها آنها را محدود میکردند و آنها را مکلف کرده بودند که علائمی بر روی لباسشان بگذارند که از سایر افراد متمایز بشوند.
این مطلب گویای حقیقتی است که در تاریخ باستان این چنین محدودیتهایی بر یهودیان اعمال میشد، بنابراین برداشتن محدودیتها نه تنها نمیتواند نقطه مثبتی به لحاظ حقوق بشر تلقی شود بلکه آزادی جنایتکاران حرکتی علیه حقوق بشر است و مثل این است که کسی قاتلان را از زندان آزاد کند و بگوید کاری در راستای حقوق بشر انجام داده است.
۷ آبان
در مورد ۷ آبان گفته میشود که این روز، روز برداشته شدن محدودیتها از اشرافیت یهود در بابل است، واقعاً گرامیداشت برداشته شدن محدودیتها از اشرافیت یهود در بابل چه نکته مثبتی است؟ این یک نکته منفی است زیرا نه تنها مربوط به ما نیست و هیچ ارتباطی با ایرانیها ندارد، درست در مقابل ما است زیرا اشرافیت یهود وقتی که در بابل محدودیتشان برداشته شد، به فلات ایران آمدند و جنایاتی را که سابقاً در آن مناطق انجام میدادند، در فلات ایران هم انجام دادند که بحث بسیار مفصلی دارد، به عنوان مثال بحث پوریم در دوران خشایار شاه، یکی از جنایاتی است که آنها در فلات ایران مرتکب شدند.
برخی از اشرافیت یهود بعد از اینکه محدودیتها از آنها برداشته شد، به فلات ایران آمدند و مباحثی که در تورات در ارتباط با پوریم و قتل عام ایرانیان آمده است، مربوط به همین مسئله است؛ قتل عام ایرانیان با توطئه اشرافیت یهود در دوران خشایار شاه، یک بحث مفصل تاریخی است. به طور کلی این روز نه تنها نکته مثبتی به لحاظ حقوق بشر نیست بلکه اقدامی ضد حقوق بشر است و هیچ ارتباطی با ما ندارد و ما قطعاً باید مدعی علیه چنین روزی باشیم که اشرافیت یهود توانسته جنایاتش را در سایر نقاط جهان، بسط بدهد.»