کلیت فوتبال ما اسیر دست منفعت جویان و فرصتطلبان است
روزنامه کیهان نوشت: «تیم ملی و بالتبع کلیت فوتبال ما در دست جریان فرصت طلب و منفعت جو گرفتار و اسیر است.
به گزارش پرمگ، روزنامه کیهان امروز سه شنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۱ ضمن انتقاد از مافیای فوتبال ایران نوشت: «با اعلام رای هیاترئیسه فدراسیون فوتبال مبنی بر ابقای سرمربی کروات که بدون تردید مهره دستنشانده و گوشبهفرمان جریان دلالی افسارگسیخته و وقیح است بیش از پیش بر همه حتی خوشباوران و دیرباوران و جز کسانی که خود را بنا بر مصالحی به خواب زدهاند، معلوم شد که تیم ملی و بالتبع کلیت فوتبال ما در دست جریان فرصتطلب و منفعتجو گرفتار و اسیر است؛ جریانی که از حدود بیش از بیست سال پیش مرحله تازهای را در زندگی نکبتی خود آغاز کرده و با استفاده از بیثباتی در سطح مدیریت فدراسیون یا ارعاب مدیران عوضیآمده و بزدل و کارنشناس، با نفوذ در مراکز حساس از جمله رسانهها و خاصه بخشها و برنامههایی از صداوسیما، برای رسیدن به اهداف حقیر و کسب منافع نامشروع هر چه بیشتر، برنامهها و طرحهایی را به شکل خزنده، گاه صریح و بیپرده و گاه کاملا موذیانه درباره فوتبال ایران اجرا میکند. عمده این برنامهها یکی تحقیر صریح و لگدمالکردن آشکار شخصیت مربی ایرانی است و دمیدن در ساز بیدانشی و بیسوادی و بیعرضگی اوست و دیگری به طور موذیانه دامنزدن به رقابت میان طرفداران تیمهای بزرگ و مطرح کشور و تبدیل تدریجی آن به بدبینی شدید و کینه عمیق و نفرت در حد دشمنی و … (که بحث مفصل آن در این مختصر نمیگنجد) تا برسد روزی که از این آبی که خود گلآلوده کرده برای تامین منافع حرام و نامشروع خود ماهی بگیرد و خط و ربط غلط و ویرانگر خود را به فوتبال تحمیل نماید و بر گرده فوتبال ایران سوار و مسلط شود.
و امروز همان روز است؛ روزی که هیات به اصطلاح رئیسه فدراسیون که اکثر قریب به اتفاق نام و نشانی در فوتبال ایران ندارند و کسی از اهالی فوتبال آنها را نمیشناسد و اصلا معلوم نیست با کدام مشروعیت فنی و تخصصی و اجتماعی در این جایگاه قرار گرفته و به آن نفوذ کردهاند، تحت تاثیر این جریان و در واقع (مثل سرمربی تیم دلالی) گوشبهفرمان «راهبران» مافیایی این جریان، بدون توجه به نظرات صریح کمیته فنی، که اکثر قریب به اتفاق آنها از چهرههای خاکخورده و شناختهشده فوتبال ایران هستند، مبنی بر فقدان صلاحیت سرمربی دستنشانده و با بیاعتنایی به نظرات دلسوزانه و کارشناسانه کسانی که عمری برای سلامت و اصلاح و قرارگرفتن فوتبال در خدمت مردم و جامعه بیپروا و شجاعانه با دلالیسم افسارگسیخته و قالتاقیسم قبحشکن در ورزش و فوتبال جنگیدهاند، همچون ابزاری بیاراده و عناصری فاقد اختیار به خواست و اراده دلالهای پیشانی سفید و بدنام فوتبال عمل و بیش از پیش به نظرات تخصصی و کارشناسی معطوف به منافع ملی و مطالبات مردمی بیاعتنایی و توهین کردند… و البته با این کار فقط کارنامه خود را رفوزهتر و سیاهتر از قبل کرده و بیش از پیش ثابت کردند اینکاره نیستند و به اشتباه به این جایگاه نفوذ کردهاند. آنان با این رفتار و اعلام نظر ضد کارشناسی نشان دادند که برای تصمیم گیری بیش از آنکه به نظرات «کمیته فنی» و منافع ملی و مطالبات به حق مردمی توجه داشته باشند گوش به فرمان فرامین باندهای منفعتپرست هستند و در پی تامین منافع دلالی سیریناپذیر است…
و اینان با این کار خود تکلیف کسانی که خود را در قبال سرنوشت ورزش و جوانان کشور انقلابی و شهید داده، مسئول و متعهد میدانند کاملا مشخص و حجت را بر آنها تمام کردند و … این تازه آغاز ماجراست.»
روزنامه دنیای اقتصاد نیز نوشت: «اسمها را نمیشود دقیق و درست نوشت چون ممکن است جنبه حقوقی پیدا کند. با این حال اگر دنبالکننده جدی فوتبال باشید، حتما شنیدهاید که رقم دستمزدها در این رشته ورزشی سر به فلک کشیده است. اصلا اعداد عجیب و غریبی به گوش میرسد که آدم را مات و مبهوت میکند. مثلا یک مدافع بسیار معمولی با صفر بازی ملی فقط برای یک فصل، قرارداد ۲۵ میلیارد تومانی بسته که با آپشنهای نه چندان دور از دسترس میتواند تا ۳۰ میلیارد تومان هم افزایش بیابد. پرداخت این پولها باورنکردنی است اما وجود دارد و طبیعتا وقتی بازیکنی چنین مبلغی دریافت میکند، توقع سایر فوتبالیستها هم بالا میرود. این وضعیت غریب از جهات مختلف قابل بررسی است اما شاید جالب باشد بدانید محاسبههای سرانگشتی نشان میدهد ریختوپاش در فوتبال، حسابی از پرداخت دستمزد در سینما سبقت گرفته است. این دو حوزه از آن جهت قابل مقایسه هستند که هر دو عامهپسند و تجاری به شمار میآیند و عنصر «شهرت» در آنها دخیل است. همیشه هم در سینما، همپای فوتبال بحث پرداخت دستمزدهای نجومی داغ بوده، اما حالا به نظر میرسد مستطیل سبز بهتندی از پرده نقرهای جلو زده است!