قیام عاشورا از دیدگاه آیتالله صفایی حائری
مرحوم آیت الله استاد صفایی حائری در کتاب خود با نام «عاشورا» با دیدگاه جدید، متفاوت و منحصر به فرد خود به بررسی و تحلیل حرکت امام حسین علیه السلام (ع) پرداخته است.
به گزارش پرمگ، اندیشمندان و متفکران مسلمان و غیر مسلمان تا کنون برداشتهای زیادی از قیام عاشورا و حرکت حضرت سیدالشهدا علیه السلام داشتهاند. مرحوم آیت الله استاد علی صفایی حائری (عین. صاد) نیز یکی از متفکرین اسلامی است که برداشت متفاوت و منحصر به فردی از قیام امام حسین (ع) در مکتوبات خود ارائه کرده است.
این متفکر و اندیشمند اسلامی بر این باور بود که، «روحانی مربیست، تنها مدرس نیست، مربی هم هست. دین و انبیا و اولیا خدا آمدهاند تا انسان را تربیت کنند و ما هم بر اساس چنین ضرورتی طلبه شدهایم.»
ایشان در کتاب «عاشورا» با دیدگاه جدید، متفاوت و منحصر به فرد خود به بررسی و تجزیه و تحلیل قیام امام حسین علیه السلام پرداخته است.
آیت الله صفایی حائری در این کتاب، قیام امام حسین علیه السلام را نیز به مثابه «جنگی درصحنه زندگی» تلقی کرده و قیام امام حسین (ع) را مثل همه جنگها میداند، با این تفاوت که از کاملترین اهداف، انگیزهها و آرمانها برخوردار است و درس بسیار بزرگی به انسانها می آموزند.
استاد صفایی در این کتاب میگوید: «شهادت انتخاب است نه هدف و شفاعت نتیجه است نه مقصد، و هدف با انتخاب و اثر متفاوت است.»
استاد صفایی در توضیح اصل هدایت میگوید، «اگر ما بنا شد که بمانیم حرف آخر نمیشود که این باشد نانی به مردم بدهیم و تمام، هدایت لازم است و اصل است. ما چه نیازهایی داریم؟ هدایت یکی از نیازهای ماست چراکه نیاز به معرفت و آگاهی دارد و معرفت بدون هدایت نمیشود. قرآن کتاب هدایت است چراکه کتاب بیان و فرقان است. هدایت همواره هدایت به احکام نیست بلکه گاهی هدایت به مواقف است، هدایت به جایی که در تاریخ ایستاده اید و به جایی که باید بروید»
از نظر ایشان، عزتمند بودن به معنای پیروز بودن همیشگی نیست. اهل بیت (ع) در عین حال که در جنگها و موجهات مختلف شکست ظاهری داشتند، مورد عزت و احترام هستند.
اعتقاد ستاد حائری بر این بود که، حضرت امام حسین (ع) در برابر خلفا و قدسیت برخی صحابه قیام کردند.
به اعتقاد استاد، حاکم باید علاوه بر اینکه اشراف کامل به مسیر داشته باشد، باید کاملاً از تعلقات بریده شده باشد. حاکم حتی اگر عاری از هر فسادی باشد ولی به این اندازه از حریت نرسیده باشد نباید حاکم شود.
موضوع این نیست که یزید فاسد است یا نه. حتی برخی از خلفا آنقدرها هم فساد نداشتهاند و حداقل در ظاهر متشرع بودهاند، ولی مغضوب اهل بیت بودهاند چراکه نه تنها بلد راه نبودهاند بلکه از کششها و جاذبهها نیر فارغ نبودهاند. کسی که این مقام را نداشته باشد و خلیفه شود جنگیدن با او واجب است